تبليغاتX
اعتراض به تخلفات آشکار در انتخابات حباب شيشه اي -

تنهایی امشبم را یاد گرفتم چه جوری پر کنم .  توی گوگل سرچ کردم موسیقی برای رقصیدن . به همین سرخوشی . تا دانلود شدن اش رفتم شیر و نسکافه ام را خوردم و نت های کلاس ِ فردام را نوشتم و لکچر سیلویا خانومم را یک صفحه خواندم . بعدش چراغ ها را که خاموش کردم , آقای ِ سلطان پور ِ بی بی سی را که میوت کردم , صدای اسپیکر را اینقدر که نشنوم صدای پاهای توی راه پله را بردم بالا و ... از همین جا توی این راهروی ِ فسقلی امان گذشتم و رسیدم طبقه ی بالای خانه ی پدری ام با خواهرک که می رقصیدیم .بعدترش خاطره ای دور بود . دست هام را گرفته بودی که چی برقصیم ؟ رنگ هاش یادم هست هنوز . بوی شمع هاش هم . اتوبان تهران کرج بود با موسیقی کردی . مدرس بود با چی ؟ سون بند ؟ تازه تو آینده هم با خیالم رقصیدم . توی یک عروسی :) با دامن پفی ِ زیر فنر دار :)))

نوشته شده توسط حباب  در ساعت 23:44 | لینک  |